امواج جمعیت به هم می پیوندند!
هر دو جمعیت معترض، فریادهای خشمگینانه یکدیگر را می شنیدند و پاسخ متقابل می دادند. این امر لحظه به لحظه بر شور و شعف تجمع می افزود. هر دو جمعیت خواستار ملحق شدن به یکدیگر و تشکیل تجمع واحدی بودند.
دانشجویان می کوشیدند تا علی رغم ممانعت مامورین حراست دانشگاه، خود را به معترضین خارج از دانشگاه ملحق کنند. این امر سبب شد تا آنان در اقدامی شجاعانه، مامورین را از سر راه کنار زده به سمت درب اصلی دانشگاه حرکت کنند.
هنگامی که این دو جمعیت همفکر و هویت طلب به یکدیگر رسیدند فریادهای شادی سراسر محوطه را پر کرد. اکنون هر شعار با قوتی دو چندان فریاد می شد. این صدا می توانست صدها متر را طی کند.
در همین لحظات، حرکت عابرین و وسایط نقلیه در مقابل درب اصلی دانشگاه تهران مختل شد. هزاران نفر از آذربایجانیهای مقیم تهران، با ذوق و شوق ، فریاد عدالت خواهانه و هویت جویانه فرزندان ملت خود را شنیدند.صدها تن دستهای خود را به نشانه همبستگی برای معترضین تکان می دادند.
زنجیرهای درب دانشگاه از هم می گسلند!
اکنون جمعیت هر دو سوی درب آهنین به یکدیگر رسیده اند. همصدا و دست در دست یکدیگر !
نیروی انتظامی و افراد لباس شخصی مستقر در محل با تمام قوا در تلاشند تا این دو گروه هویت طلب را از یکدیگر دور کنند.
اما مگر می توان مانع از به پیوستن هویت طلبان تورک گردید؟!
در همین هنگام معترضین خشمگین با تمام نیرو دربهای آهنین دانشگاه را به حرکت در آوردند. پس از مدت کوتاهی زنجیرها گسخیت، دربهای آهنین باز شد و دو گروه در هیجانی وصف ناپذیر به یکدیگر پیوستند. متاسفانه متعاقب حرکت سریع دربهای آهنین ، برخی مجروح شدند. خوشبختانه جراحتها سطحی است.
دانشجویان به مردم پیوستند و مردم به دانشجویان!
وقتی نیروی انتظامی تلاش عابرین را برای پیوستن به دانشجویان مشاهده کرد به زور متوسل شد و چندین تن از آنان را مورد هجوم قرار داد.
با توجه به افزایش جمعیت معترضین و احتمال از کنترل خارج شدن اوضاع، مردم تصمیم گرفتند وارد دانشگاه شوند. اکنون جمعیت معترض فوج فوج وارد دانشگاه می شدند. اما به رغم سرعت عمل دانشجویان، نیروی انتظامی موفق شد برخی از صفوف را قیچی کند. در نتیجه بخشی از جمعیت معترض در بیرون درب اصلی دانشگاه باقی ماند . گفته می شود برخی از آنها بازداشت شده اند.
تاکنون نام سعید صادقیان ، فوق لیسانس دانشکده مدیریت، در میان بازداشت شدگان مشخص شده است .
حرکت در داخل دانشگاه ادامه دارد
آنسوی نرده ها، جمعیت معترض با فریادهای بلند شعار می دادند. صدای اعتراض آنها در خیابانها پیچیده بود. گفته می شود برای دقایقی وسایط نقلیه عبوری در اعلام حمایت از دانشجویان چراغهای خود را روشن کردند و بوقهای ماشینهای خود را بصدا در آوردند. این امر سبب حساسیت نیروهای انتظامی و برخورد تند با برخی رانندگان گردید.
اکنون لحن و نوع شعارها عوض شده بود:
- مرگ بر پان فارسیسم
- اولوم اولسون شوونیسمه
- اویان اویان آذربایجان
- یاشاسین آذربایجان ... محو اولسون شوونیسم
مردم به پای صحبت سخنرانان نشستند.
همه سخنرانان با صدای بلند پروژه تورک ستیزی و تورک زدایی در ایران را طی هشتاد و پنج سال گذشته، به شدت محکوم کردند. آنها هشت دهه گذشته را دوران حاکمیت آپارتاید سیاه ( قارا آپارتاید حاکیمتی) نامیدند واعلام کردند طی این مدت، آذربایجان شاهد وحشیانه ترین نسل کشی ها، تحریفها و تحقیرهای طول تاریخ گردیده است. یکی از سخنرانان اظهار داشت:
دیگر کارد به استخوانمان رسیده است. به ارمنستان سلاح دادند تا جگر گوشه هایمان را بکشد و سرزمینان را غصب کند، زبان مادریمان را بریدند تا فقط به فارسی صحبت کنیم، اقتصادمان را متلاشی کردند تا روستاها و شهرهای ما ویران شوند، آذربایجان را چندین بار با نامهای مختلف تجزیه کردند، به جعل هویت و عنوان پرداختند و اکنون در کمال وقاحت و قباحت در یک روزنامه رسمی می نویسند: به توالت نمی رویم تا ترکها از گرسنگی بمیرند!
این سخنرانیها به حدی موثر بود که دو تن از مامورین تورک حراست دانشگاه تهران، به رغم تردیدهای اولیه، وارد صفوف معترضین شدند و برای دقایقی همراه آنها شعار دادند.
حضور نمایندگانی از دانشجویان تورک دانشگاههای تهران
جمعیت به حرکت در آمد و وارد یکی از خیابانهای داخل دانشگاه تهران شد. در همین هنگام تعدادی از دانشجویان هویت طلب گیلانی نیز با فریادهای یاشاسین آذربایجان وارد جمعیت گردیدند. متعاقب آنها برخی از دانشجویان حق طلب فارس نیز به مردم پیوستند. جمعی از اساتید شهیر دانشگاه تهران نیز وارد جمعیت شدند. دانشجویان ساختمانهای مجاور نیز داخل محوطه گردیدند.
اکنون جمعیت به بیش از هزار نفر رسیده است. طنین فریادهای یاشاسین آذربایجان و محو اولسون پان فارسیسم به حدی قوی است که گوشها را می کوبد.
اما آنچه که بیش از پیش جلب نظر می کرد حضور نمایندگانی از همه دانشگاههای تهران بود. حتی گروهی خود را از شهرهای مجاوری چون کرج، قزوین، اسلامشهر و شهر ری به دانشگاه تهران رسانده بودند.
جمعیت روبروی دانشکده حقوق تجمع می کنند.
دانشجویان سخنرانی می کنند، روزنامه ها به آتش کشیده می شوند
اکنون ساعت نزدیک 14 است. در این بخش سخنرانان از دردهای ملت مظلوم آذربایجان و دیگر ملل تحت ستم ملی در ایران سخن گفتند. در این هنگام دهها نسخه از روزنامه های ایران به نشانه اعلام انزجار از شوونییسم به آتش کشیده شد. دود و بوی ناشی از سوختن این روزنامه ها محوطه را پرکرد.
همزان با سوختن نسخ روزنامه ایران، فریادهای «فرهنگی شرمت باد » از همه جا شنیده شد. دانشجویان می گفتند: نماینده ای که با کمتر از ده درصد از آراء کل واجدین شرایط مردم تبریز انتصاب شده است وکیل الدوله است، نه وکیل المله. او حق ندارد اعتراضات هویت طلبانه ملت آذربایجان را به سخره بگیرد!
بیانیه ها قرائت می شود
از دانشگاههای شهرهای تهران، همدان، قزوین و کرج بیانیه های مختلفی قرائت شد و معترضین خواهان پاسخگویی بالاترین مقامات مملکتی به افتضاح شوونیستی اخیر شدند.
در این هنگام مردم یک صدا فریاد کشیدند:
- یا آزادلیق یا اولوم
- توتولانلار آزاد اولسون
- گلجک بیزیم دیر...بیزیم اولاجاق
- مر گ بر نژاد پرست
- مرگ بر شوونیسم
- ستارگان فارسی...شعار یک فاشیست است
ابراز همبستگی دانشجویان تورک تهران با دانشگاهیان سراسر آذربایجان
درست در لحظه ای که حرکت هویت طلبانه دانشگاه تهران در حال برگزاری بود صدها sms خبر از برگزاری تجمعات مشابه شکوهمندتری در شهرهای اردبیل، تبریز، مراغه و زنجان می داد. با دریافت هر پیام کوتاه فریادهای شوق به آسمان بر می خاست و وحدت موجود در بین دانشجویان مستحکمتر می شد.
دانشجویان بارها خواهان پیوستن همه اقشار جامعه اعم از کسبه ، روحانیون و کارگران به حرکت ملی آذربایجان شدند.
آنها همچنین اعلام کردند که تظاهراتهای اعتراض آمیز خود را در همه شهرهای آذربایجان ادامه خواهند داد.
در پایاین تجمع ضد آپارتاید در دانشگاه تهران، بیش از هزار تن از معترضین، اعم از دانشجو و غیر دانشجو، دست در دست هم یکصدا و یکدل سرود غرور آفرین ملت آذربایجان را همخوانی کردند.
آذربایجان سن سن منیم ... حریتیم، شان، شهرتیم
آدین منیم اوز آدیمدیر ... سن سیز منیم نه قیمتیم
یکی از بیانیه ها عبارت بود از:
بسمه تعالي
اعتراض دانشجویان آذربایجانی دانشگاه تهران به چاپ كاريكاتور موهن در روزنامه ايران!
سکوت در برابر جنایت، جنایتی دیگر است.
گویی جفا بر آذربایجان تمامی ندارد. اینبار دست آپارتاید و نژادپرستی چهره کریه خود را با توهین و اهانت نسبت به 30 میلیون ترک نشان داد. آری ارگان رسمی دولت که با پول و سرمایه بیت المال اداره می شود، با سواستفاده از آن با پشت پا زدن نسبت به ولینعمتان خود نه تنها سخنگوی آنان، که ......
امروز کارمان به جایی رسیده است که پس از 27 سال سردادن شعار عدالت و برابری، توسط حاکمیت، ارگان رسمی دولت به خود اجازه توهین به نیمی از ساکنین کشور را می دهد. ما دانشجویان آذربایجانی دانشگاه تهران ضمن محکوم کردن این حرکت غیرانسانی اعلام می داریم؛
1- روزنامه ایران باید به صورت رسمی از ملت آذربایجان عذرخواهی نماید. بدیهی است عاملین و مشوقین این اهانت باید به دادگاه صالحه معرفی و به صورت علنی محاکمه گردند.
2- سکوت مدعیالعموم به عنوان وکیل مدافع مردم و نمایندگان مجلس سبب برانگیختن سوالات بسیاری گشته است، آیا دفاع از حقوق مردم جزو وظایف تعریف شده نمایندگان و مدعی العموم نمی باشد؟
3- احترام به انسانها و رعایت حقوق دیگران اساس زندگی اجتماعی است. ما از مجلس شورای اسلامی به عنوان نهاد قانونگذار و پرسشگر کشور انتظار داریم با تنظیم قوانینی ضمن به رسمیت شناختن حقوق غیر فارسها، با نظارت بر اجرای این قوانین از تکرار چنین فجایعی جلوگیری نمایند.
4- معرفی ایران به عنوان کشور پارس و تیم ملی آن به عنوان ستارگان پارسی، جفا و توهین نسبت به 70% از مردم کشور میباشد. و صرف بیتالمال در جهت منافع 30% ، نه تنها با آموزه های اسلام و تشیع همخوانی ندارد که نمایانگر نژادپرستی، انحصارطلبی، تجزیهطلبی و نیز سواستفاده از بیت المال است. برخورد و افشای عاملان این مسأله وظیفه هر دولت عدالتمداری است.

جمعي از دانشجويان آذريزبان-ترک- دانشگاه تهران ظهر امروز چهارشنبه در اعتراض به چاپ كاريكاتوري در يكي از روزنامهها، در دانشگاه تهران تجمع كردند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران ايسنا دانشجويان معترض ابتدا با تجمع مقابل دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران با سر دادن شعارها و حمل پلاكادرهايي اعتراض خود را نسبت به چاپ كاريكاتوري كه آْن را توهينآميز ميدانسنتد، نشان دادند.
يكي از اين دانشجويان با انتقاد از سكوت نمايندگان مجلس در اينباره گفت: متاسفيم كه كسي نسبت به اين توهين آشكار به اقوام ترك زبان چيزي نميگويد و همه سكوت كردهاند.
وي مدعي شد: رييس جمهور در پيام نوروزي خود، نوروز را به اقوام فارسي زبان تبريك گفت. همچنين دولت بودجه مقبرةالشعرا را از رديف بودجه امسال كسر كرده است و با وجود اينكه شعار عدالت سر ميدهد، تبعيضي آشكار براي اقوام ترك زبان قائل ميشود.
تجمعكنندگان پس از قرائت بيانيههاي دانشجويان آذري زبان دانشگاههاي همدان، اروميه، تهران، تربيت معلم و علامه طباطبايي به سمت درب اصلي دانشگاه حركت كردند كه در ابتدا با ممانعت نيروهاي انتظامات مواجه شدند اما با فشار جمعيت، در اصلي دانشگاه باز شد و عدهاي از افرادي كه بيرون از سر در دانشگاه تهران ايستاده بودند نيز به آنها پيوستند.
سپس دانشجويان با راهپيمايي تا مقابل دانشكده حقوق، شعارهايي به زبان آذري سر ميدادند. مفاهيم تعدادي از شعارهاي مطرح شده به اين شرح است: «آذربايجان زنده بماند، دشمنش خوار شود»، «زبان من نميميرد، به زبان ديگر برنميگردد»، «آذربايجان نمرده، زبانش را از ياد نبرده»، «حراست متشكريم، ما خواهان آرامشيم»، «مرگ بر پانفارسيسم» و ...
تجمعكنندگان همچنين با مشت كردن دستها و ايجاد زنجيره انساني، سرود آذري سر دادند. سپس چند تن از دانشجويان معترض، تعدادي از صفحات روزنامهاي كه كاريكاتور را به چاپ رسانده بود، آتش زدند.
يكي از اين دانشجويان گفت: شايد تقصير خودمان است كه نسبت به توهينهايي كه همواره به ترك زبانها ميشود اعتراض نميكنيم و به راحتي از كنار آن ميگذريم.
وي افزود: امروز اينجا جمع شدهايم تا نسبت به چاپ كاريكاتور توهينآميز در روزنامهاي كه امتياز آن متعلق به دولت است اعتراض كنيم و خواستار عذرخواهي رسمي اين روزنامه از قوم ترك شويم. تا زماني كه اين عذرخواهي صورت نپذيرد اعتراضات ما ادامه خواهد داشت.
اين تجمع سرانجام با دخالت انتظامات دانشگاه پايان يافت.
دانشجویان دانشگاه زنجان در پی چاپ مطالب توهین آمیز علیه ترکها و به سخره گرفتن زبان مادری ایشان در روزنامه " ایران " مورخه ۲۲/۲/۸۵ طی اقدامی خود جوش دست به تجمع زدند. گفتنی است در این تجمع علاوه بر دانشجویان ، برخی از اساتید دانشگاه زنجان نیز اقدام گستاخانه روزنامه ایران را محکوم کرده و خواستار برخورد شدید با این روزنامه شدند.
تجمع در حالی برگزار شد که قومیت ها و ملیت های مختلف در برنامه حضور داشتند و آنها نیز با شرکت در این تجمع اقدام روزنامه ایران را بی شرمانه توصیف کرده و خواستار رسیدگی هر چه سریعتر دستگاههای قضایی با این بی حرمتی شدند.
همچنین در قسمتی از برنامه عده ای از دانشجویان با جدا نمودن نام ایران از روزنامه ایران ، این روزنامه را به آتش کشیدند.
در انتهای برنامه که تعداد حاضران باغ بر ۱۰۰۰ نفر می شد قطعنامه ای صادر گردید که نشان از ادامه اعتراضات در روز های آینده دارد و تجمع کنندگان به مسولین در قبال سکوتشان هشدار داده و خواهان برگزاری تحصن در کل دانشگاه در هفته آینده شدند.
خبر ها حاکی از آن است که حدود 30 نفر نیز از امروز (27/2/85 ) دست به اعتصاب غذا زده اند.
از دانشگاه زنجان-صدها دانشجوی دانشگاه زنجان به صورت خودجوش در قالب میتینگ و تریبون آزاد به اعتراضشان نسبت به اقدام موهن روزنامه دولتی ایران ادامه می دهند.حدود پانصد دانشجو از ساعت یازده و نیم باشعارها و سخنرانیها بر هویت ترکی خود تاکید کردند.ایشان با تقبیح این چنین اقداماتی آن را نشانه وجود تفکرات فاشیستی و شوونیستی در حکومت دانستند.دانشجویان ضمن تاکید بر محاکمه عاملان این توهین خواستار خشکاندن ریشه چنین افکار و اعمالی در دولت جمهوری اسلامی ایران هستند.
بر اساس خبر رسیده صدها تن از دانشجویان آذربایجانی همراه با اقشار مختلف مردم از ساعت 12.30 دقیقه ، تجمع خود را با سر دادن شعارهای یاشاسین آذربایجان و محو اولسون شوونیسم، از درون و بیرون دانشگاه تهران شروع کرده اند.
این تظاهرات در اعتراض به اهانت شدید روزنامه ایران به زبان و فرهنگ تورکها و آذربایجانیها صورت می گیرد.
فضای خیابان انقلاب مقابل درب اصلی دانشگاه تهران به شدت امنیتی است.
در اردبیل نیز بیش از هزار نفر در دانشگاه اردبیل دست به تحصن و اعتراض زده اند.
دانشجویان دانشگاه آزاد مراغه نیز همگام با سایر دانشجویان ترک دانشگاههای کشور به اطلاع رسانی در مورد مطالب شوونیستی و ضد انسانی روزنامه ایران پرداختند .
دانشجویان قصددارند امروز چهارشنبه راس ساعت 13 اقدام به تجمع نمایند وبه این عمل روزنامه ایران اعتراض کنند.
بسم الله الرحمن الرحيم
یا ایهاالذین امنوا لایسخر قوم من قوم... (حجرات، 11)
یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم (حجرات، 13)
در متون اسلامی و قانون مجازات اسلامی توهین به یک «شخص» با ضمانت اجرای کیفری مواجه است، چگونه توهین به فرهنگ چندین میلیون شهروند ترک این سرزمین نادیده گرفته می شود؟!
احترام به هویت و فرهنگ ملی از حقوق اولیه انسانها در سرزمینهای چندملیتی است. در حالی که بیش از 200 سال از تدوین اسناد حقوق بشری مبتنی بر احترام به کرامت انسانها میگذرد، و همین گونه رفع ستم ملی و قومی دوران پهلوی از اساسی ترین آرمانهای انقلاب مردم ایران در سال 1357 بود، هنوز حق برابری و کرامت انسانها در این سرزمین پایمال می شود.
توهین شرم آور و شوونیستی برنامه ریزی شده در روزنامه ایران - ارگان رسمی خبرگزاری جهموری اسلامی ایران (که با هزینه بودجه عمومی بایستی در جهت اعتلابخشی فرهنگ مردم این سرزمین و ازجمله آذربایجانیها گام بردارد)- یادآور دیدگاه های قرون وسطایی برتری بینی قومی و انحصار گرایانه فارسی در قرن بیست و یکم و در دوره دولت مهرورز! نشان از دروغ بودن شعار برابری اقوام و فرهنگها در این کشور دارد.
در حالی که عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی و تبعیضهای رواداشته شده بر اقوام غیرفارس ایران نیاز شدید به جبران وضعیت اسفبار آنان را اقتضا میکند، این عمل شرم آور بی شک آنان را به بهبود این وضعیت در دولت جمهوری اسلامی مأیوس می نماید.
بدینوسیله ما دانشجویان ترک دانشگاه علامه طباطبایی تهران ضمن محکوم کردن این عمل شوونیستی و نژادپرستانه که به کرات در جراید و رسانه های عمومی دیده می شود، خواهان موارد زیر هستیم:
1. برخورد قاطعانه و محاکمه رسمی عاملان انتشار این کاریکاتور موهن چاپ شده در مورخه 22/2/ 1385 و عذر خواهی رسمی مدیر مسئول روزنامه ایران و انجام اقدامات لازم جهت دلجویی از مردم آذربایجان،
2. رعایت اصول متضمن برابری اقوام در قانون اساسی و وضع قوانین پیشگیرانه جهت جلوگیری از توهین به هویت ملل ایرانی،
3. بسترسازی اجتماعی و فرهنگی برای ریشه کنی هر گونه برتری بینی قومی و نهادینه سازی فرهنگ برابری نگری و احترام به هویت دیگری،
4. جبران عقب نگه داشتگی اقتصادی و اجتماعی اقوام غیر فارس ایران.
بیانیه ی نشریه ی یار پاق، ارگان دانشجویان ترک دانشگاه تربیت معلم تهران در محکومیت اهانت روز نامه ی ایران (ویژه نامه خانواده روز جمعه 22/2/)85 به هویت و زبان ترکی !
دیر گاهی است که ملل ساکن ایران ظلم ها و تبعیض های بسیاری متحمل شده و می شوند و هنوز با دلی پر خون سر به زیر دارند و دست و زبان به مقابله به مثل نمی گشایند! و اما در این میان سر گذشت ترکهای ساکن ایران عجیب سرگذشتی است !
ملت تاریخ ساز سرزمینی باشی و با جعل و دروغ های به اسم تاریخ انکارت کنند !
نام آورانت زبانزد زبانها و قلم های دنیا باشد اما در سرزمین خود جز به تحقیر و توهین یادت نکنند !
تمام افتخاراتت به نام ایران ثبت شود اما آنجا که از هویت خویش دفاع کنی بیگانه ات خوانند ! و ...و.....
آیا لازم است برای چندین و چندمین بار تکرار شود که تاریخ و هویت این سرزمین به مدیریت و قدرت ترکان بنا شده و هنوز که هنوز است اگر آذربایجانی ها برای ایران دل نسوزانند ، چه بسیار بلا ها که برسر ایران نیاید! به چه زبانی باید با شما سخن گفت ؟!
این بار نیز دست همیشه گشوده به خیانت شونیست شوم ازآستین مزه پراکنی های روشن فکرانه، برآمده و گروهی ابله و دیوانه ی مدعی ایران دوستی در روزنامه کذایی "ایران" نامشان، هویت و زبان ملتی را که اکثریت نسبی ساکنان این سرزمین را تشکیل می دهند، مورد توهین قرار دادند !
آیا این حقیقت که عمده تاریخ سازان این سرزمین ترکان بوده اند و هنوز هستند چه قدر براین کوته اندیشان گران آمده که به چنین دلقک بازی های رقت انگیز روی آورده اند!
آیا برای چندمین بارباید تکرار کرد که خائنین واقعی به ایران، این کوته اندیشان قوم پرستند که کثرت هویتی و فرهنگی این سرزمین را انکار می کنند نه آنان که یک چشم به حفظ وحدت ملل ساکن ایران دارند و چشم دیگر خونین از تبعیض، نگران هویت خویش. اما هزاران دریغ که این حقایق در مغز نداشته ی این مرتجعان نمی گنجد !
در یغا! دیر گاهی است که قوم پرستان کوته اندیش در مطبوعات و تریبون های تبلیغی خودشان مدعی ایران دوستی و ملت پرستی می شوند اما آن قدر دیوانه و بی منطق اند که تنها قوم خویش را ملت ایران می دانند !
دریغا! که در چه غفلت بی نظیری به سر می برند! آیا چه سان باید با اینان سخن گفت؟!
آیا این است مزد ملتی که بیشترین هزینه ها را در راه حفظ ایران داده است؟!
هنوز بر ملت ما معلوم نیست که چه دستانی گردانندگان چنین تریبون های به اصطلاح فرهنگی هستند! که همه چیز دارند به جز فرهنگ انسانی!
آیا همگان باید رنج حفظ این سرزمین و اعتلای آن را بر دوش کشند اما فرصت و امنیت حاصل از آن صرف تبلیغ تصورات مالیخولیائی این حضرات شود؟!
آیا وقت آن نرسیده است که که مراکزومحافل فکری و فرهنگی این سرزمین تن به گفتمانی سراسری برای تعیین تکلیف با چنین خائنان وخیانت هایشان دهند؟!
آیا نمی فهمند که این رفتارهای حماقت آمیزحاصلی جز پراکندگی و تفرقه نخواهد داشت؟!
تا کی دلقک های قلم بدست باید پیروان کر و کور پلشتی های تولیدی دم و دستگاه وطن سوزان پهلوی باشند؟!
تا کی باید متحمل و شاهد حضور این میراث داران میراث شوم در ارگان ها و مراکز به اصطلاح فرهنگی باشیم؟!
باز می گوییم: مه فشاند نور و سگ عوعو کند هرکسی بر خلقت خود می تند
و دندان خشم بر جگر صبر خاییده و به این اعتراض نامه بسنده می کنیم. اما همصدا با تمام آذربایجانی ها و غیرآذربایجانی های نیک اندیش نسبت به ادامه ی این اقدامات و رفتارهای غیرانسانی و ضد فرهنگی هشدار می دهیم!
طُرفه اینکه حضرات دو سطری با عنوان دروغین عذرخواهی درج کرده و با پررویی تمام می خواهند که "کسی از این (به قول خودشان) کاه!، کوه نسازد"!!! والبته سفاهت خویش را دراین مثلاًعذرخواهی بیشترعیان نموده واززبان ملتی با عنوان "حساسیت های گویشی" یاد میکنند! این صحنه سازی چنان با خونسردی انجام می شود گواینکه متن مثلاً عذرخواهی کذایی پیش از اهانت نامه ی اولیه آماده بوده است! برای به اصطلاح دست پیش گرفتن برای لت نخوردن!
قضاوت برعهده ی آنانی می گذاریم که هنوز شمع خردشان خاموشی نگرفته، مگر به حد مسخرگی و رذالت چنین جرثومه های قلم بدست پی ببرند!.